معين الدين محمد زمچى اسفزارى
142
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )
يك بغرا « 1 » مىخورد يا نمىخورد . نقلست : كه روزى امير ابرار و زبدهء احرار امير قاسم انوار « 2 » قدس إله سره العزيز بصحبت امير غياث رسيده و مجاهده و قلتّ غذاى او را ديده فرموده كه حضرت واهب النعم تعالى و تقدس و تعظّم اينهمه نعمتها از براى ما آفريده امير غياث گفته ما را از براى اينها نيافريده . لامير خسرو : نى كار مرد روزهء همّت شكستن است * گر خضر آبش آرد و عيسيش خوان كشد [ و بعد از آنكه قنات جارى مىشود و بعضى محصولات از آنجا و اصل درويشان ميگردد « 3 » اعونه و عمال و ظلمهء جهّال بطّال كه قصد استيصال درويشان هميشه شعار و خصال ايشان است . للخسرو الدهلوى : يكخط شان بىشكن و پيچ نى * حاصل شان حشو دگر هيچ نى صد رقم ظلم بدفتر نهند * تهمت اين علم بحيدر نهند
--> ( 1 ) - بغرا : نام آشى است از آرد نخود . و بغرا نام پلاويست كه از گوشت و ميدهء نخود و روغن و قند و سركه و زردك راست كنند . فرهنگ انجمن آراى ناصرى و آنندراج . و مقصود مصنف از عبارت : « يك بغرا مىخورد يا نمىخورد » يعنى در يك وعده از شام و نهار كه در آن بغرا صرف مىشود امير چيزى مىخورد يا نمىخورد . ( 2 ) - سيد قاسم الانوار از اعاظم و مشاهير مشايخ عرفان و تصوف و از شعراء نامدار اين طايفه است . ولادتش در 757 در سراب تبريز اتفاق و در قريه خرجرد از ولايت جام بسال 837 ه درگذشت و قبر او اكنون در لنگر جام موجود و بناى آن از آثار مير عليشير نوائى است . ( 3 ) - عبارت : [ و بعد از آنكه قنات جارى مىشود . . . امارت مآبى مشاراليه است و تغيير نيافته ] تماما از زيادات نسخهء مج است و در مك و س و مد ندارد .